آنچه می خواهیم
هیچگاه ساده نیست
میان چیزهایی که گمان می کردیم خواهان آنیم جابجا می شویم :
یک چهره، یک اتاق، کتابی باز
و این چیزها نام ما را به دنبال می کشند
حال اینانند که ما را می خواهند
اما آنچه ما می خواهیم
در رویاها ظاهر می شوند
در لباسی مبدل؛
به گذشته می افتیم
در حالی که بازوهایمان مقاومت می کنند
و در صبحگاهان
بازوهایمان درد می کشند
رویا را به یاد نمی آوریم
اما رویا ما را به خاطر دارد
تمام روز آنجاست
مانند حیوانی که آنجا زیر میز است
مانند ستارگانی که آنجایند
حتی در تابش تام خورشید
|