هجر گل
او بود و او نبود
ساقی دل
بوف قهوه ای




مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
30 مرداد 1386
روزهای بی تو سنگ صبورم

این روزها بدترین روزهای بدون توست.
نمی‌خواهم بدانم سال پیش همین موقع‌ها کجا بودم و چه می‌کردم.
اصلا نمی‌خواهم. تو فکر کن فرار می‌کنم. تو فکر کن می‌ترسم.

 فکر کن چقدر عاجزم که هنوز به تو فکر می‌کنم.

اما با از دست دادن تو انگار خانواده‌ام را هم از دست داده‌ام.

 انگار که اصلا نیستند. انگار که اصلا از اول هم نبوده‌اند و من نمی‌دیدم.

چه عیبی دارد بعضی وقت‌ها بترسم.

چه عیبی دارد حسابگر باشم. یا برای خودم قوانین سختی بگذارم.

 آدم‌ها اگر قوانین سخت دست و پاگیرشان نباشد بعد از مدتی به پوچی می‌رسند.

باید به خودت سخت بگیری. این را همین چند وقت پیش فهمیدم.

 وقتی دیگر نمی‌دانستم با تنهایی‌ام چه کنم. بگذار به حساب اینکه می‌ترسم.

گریه می‌کنم بعضی شب‌ها. اما مهم نیست.

بگذار سوگواری کنم برای تو. 

یکی می‌گفت: هر از دست دادنی سوگواری مخصوص خودش را می‌خواهد. باید دوره‌اش بگذرد.
دارم دوره‌اش را می‌گذرانم اما حالم خوب است.
بگذار همه هر چه دلشان می‌خواهد فکر کنند.

بگذار بگویند چه بی‌احساس است و چه سخت.

بگذار راحت برای خودشان داستان ببافند و لذتش را ببرند.

بگذار فکر کنند فراموش کرده‌ام تو را، آن حادثه را! اما نکرده‌ام که!
تو که می‌دانی. تو که می‌فهمی. نمی‌فهمی؟

یکی میگوید : تو قوی هستی روح بزرگی داریُ

 تو سخترین ها را تحمل کردی چیزهایی که کسی نمیتوانست نصفش را از سر بگذراند

حس میکنم دیگر توانی برایم نمانده دیگر بیشتر از این نمیتوانم صبرم تمام شده

خسته ام...... خیلی خسته ام

درست مثل تو که خسته ای .....

مثل تو که این روزها پریشانی.....

مثل تو که بی پناهی درست مثل من ....

مثل تو که سرگردانی درست مثل من .....

دنبال یه  اغوش گرم و امن ومطمئن میگردی که فقط ارامش باشد که فقط سکوت باشد که فقط نفس گرم باشد که نیست

همه جا رو که نگاه کردم همه جا را گشتم نبود

ومن درتنهایی خودم سخت گریستم برای تو برای خودم

برای دردی که وجود هردویمان را مثل خوره میخورد

من میفهمم خوب هم اما نمیتوانم کاری بکنم دستانم بسته است

روزهای پاییزی امسال بدترین روزهای نبودنت خواهد بود

*********************************

پ ن : دلم از همه این دنیا یه بغل گنده با ارامش میخواد کسی سراغ دارد؟!

26 مرداد 1386
انقدر پریشانم

چه خوب,
نقشم را
به من آموخت
عشق ِ خاکستری ِ تو
...
عریان میرقصم
با سایه‌ی تردید
عاشقانه
هر شب...
و تو هیجان زده
تماشا و... تحسینم میکنی
...
میدانی؟
به عشق ِ هیجان و کف زدنهای تو
اگر بخواهی
برایت عاشقانه با مرگ هم میرقصم

------------------------------------------------------------------

پ ن:آنقدر پریشانم
که
نمیدانم
دارم میخوابم
یا بیدار شده ام
؟

 

20 مرداد 1386
سه حرف برای تو که این روزها باز پررنگ  تر از قبل شدی
تو مرا میترسانی

بی آنکه بدانی

خیال من اینگونه از تو نمیگذرد

نمیتواند بگذرد!

این جذر و مد به ناگاه

دیوانه ام می کند..

********************

دلم برای این روزها تنگ می شود

برای این روزها که لبخند میزنی

و لبخندت را میچینم...

 

بغض کردم

چقدر لال ماندم

بین حرفهایم.

************************

برویم

من به پشت سر نگاه نمیکنم.

در جاده دخترکی نشسته است

و زخم زمین خوردن هایش را نگاه می کند...

بلند می شوم و ادامه می دهم

زخم های ملتهبم را بهانه نمی کنم.

می روم اما این بار تنها...

 

 

11 مرداد 1386
امروز یه جوریم

 

بعد از روزها عصر گوشیمو دراوردم و شماره رو از حفظ گرفتم با اینکه قبلا سیوش کرده بودم اما نرفتم توکانتکت های موبایلم مطمئن بودم جواب نمیده اما نمیدونم چرا یه حس وادارم کرد که شمارشو بگیرم هنوز اخرین اس ام اسش یادم بود که دیگه نمیخوام وقتی گوشیمو نگاه میکنم اسمی از تو ببینم شاید اون موقع از روی عصبانیت نوشته بود ولی مدتهاست که ذهنم رو درگیر کرد وقتی صدای بله گفتنش رو شنید انگار از خواب هزار ساله پاشدم به دروغ گفتم خوابتو دیدم که مریض شدی خواستم حالتو بپرسم خندید گفت نه دلت تنگ شده واقعیت اینه با خنده گفتم نه و حرفهای تکراری گذشته وقتی قطع کردم مدام با خودم کلنجار رفتم که چرا زنگ زدم ؟ چرا نتونستم سر قولم وایستم از عصر تا حالا دلگیرم از همه و بیشتر از خودم انگار غم همه دنیا رو ریختن تو دلم کاش زنگ نزده بودم نمی دونم فقط خیلی از این روزهای یکنواخت و تکراری خسته ام

*************************************

پ ن : عجیب منتظر پاییزم گرچه از تابستون هنوز دو ماه مونده اما دلم میخواد زودتر پاییز بیاد شاید ......

پ ن بعدی: خدایا من نذرامو دونه دونه دارم ادا میکنم فقط هم دلم میخواد دلمو به تو خوش کنم گرچه خیلی چیزها از این ور و اونور میشنوم دلیل بر نشدن خواسته من اما من فقط به تو وقدرت تو ایمان دارم خواهش میکنم من روسیاه رو ناامید نکن

پ ن بعد بعدی : امام رضا هنوز جواب نامه من رو ندادی یادم نرفته هنوز منتظر معجزه هستم ....

پ ن بعد بعد بعدی: بیمنظور بدون مخاطب خاص

امشب که دلم غم داره
امشب که تورو کم داره ،
امشب که به تو محتاجم
از تو خبری نیست ...
امشب که دلم شکسته
چشم به راهت نشسته
بیا که غیر از عشق تو عشق دگری نیست...

6 مرداد 1386
تولد

 

 

امروز روز تولدم بود

یه روزی که با همه روزهای دیگه ام فرق داشت یه مهمونی کوچیک گرفتم اولین واخرین بار

حالا شدم ۲۵ ساله‌‌با‌‌ کلی ارزو و هدف تو دلم و یه زندگی که گاهی وقتها بدجوری نشیب و فراز داره اما هنوز زنده ام هنوز امیدوارم

امروز قشنگترین روزم بود و بهترین هدیه ها رو از بهترین دوستای دنیا گرفتم

******************

پ ن : با اینکه ادرس اینجا رو نداری ولی اس ام اس ات بهترین هدیه ای بود که گرفتم دلم میخواست بدونی برام خیلی با ارزشی وکلی از شادی پیغامت گوشیمو بوسیدم

پ ن بعدی : حس میکنم زندگی رو دوست دارم با همه سختیها ومشکلاتش

پ ن بعد بعدی : میخواستم برم اعتکاف نشد برای همین نذر کردم این سه روزه رو روزه بگیرم

یه حاجتی از خدا بخوام ببینم تا چه حد می خواد بزرگواریشو نشونم بده

3 مرداد 1386
دیگران

 

 

 

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران

 

رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران

 

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

 

تو بمان و دگران وای به حال دگران

 

*********************

پ ن : چند روز بود که مدام این شعر تو ذهنم چرخ میخورد

علتشم نمیدونم چرا؟

اسفند 1386
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29    
آرشیو
عناوین آخرین یادداشت ها
تعداد بازدیدکنندگان : 11281


Powered by BlogSky.com