هجر گل
او بود و او نبود
ساقی دل
بوف قهوه ای




خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
18 مهر 1386
سکون


دارم تسلیم می شوم : به سکوت به سکون به مرگ
هیچ کاری از دستم
برای دلم
بر نمی آید
وآنقدر ناتوانم
که انگار مرده ام
شاید تو با تمام حجم حضورت
برای من با اینهمه دلتنگی
تنها بهانه ای شدی که به یادم بیاورد
من مرده ام
...
چرا مرا نمی بینی؟
من مرده ام؟

--------------------------

پ ن : اوضاع ذهنم خرابتر از اونچیزیه که فکر میکردم

4 مهر 1386

شعری برایم بنویس                                          

لبریز عشق پر از تکرار دوستت دارم

ودوستم بدار و بمیر برایم شقه شقه شو خاکشو غبار شو

تا من سرگردان از کنارت بگذرم و گاهی حتی به گوشه چشمی

نیندازم

شعری برایم بنویس خیس و سرشار از باران از اندوه نداشتنم

و در بی قراری نبودنم

می خواهم انتقام عشقم را با عشق بگیرم

می خواهم انتقام بی قراری هایم را در بی قراری هایت بگیرم

می خواهم انتقام مردنم را در مردنت بگیرم

دوستم بدار که من هنوز عاشقم و تو هنوز

باور نکرده ای.....

----------------------------------------------------------------------------

پ ن : دوست داشتم یکی از وسط اسمون میافتاد وسط

زندگیم از ته و توی همه چیزم خبر داشت تا مجبور نبودم برای شناختش و شناختنم

ماهها و شاید سالها وقت بذارم

کسی که اونقدر عاشقم بود ودوستم داشت که بدون من میمرد

...

پ ن : خیلی دلم میخواد کسی منو فقط به خاطر خودم دوست داشته باشه

فقط خودم

پ ن : پاییز رو دوست دارم چون برام هزار تا خاطره داره

ازکودکی تا نوجوانی و حالا جوانی

هر کسی هم بگه پاییز فصل غم وغصه است

بیخودی گفته

رسیدن پاییز برهمه مبارک

اسفند 1386
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29    
آرشیو
عناوین آخرین یادداشت ها
تعداد بازدیدکنندگان : 11289


Powered by BlogSky.com